اربعین ۱۴۰۴؛ عطر گل‌های بهاری در گرمای تابستان مهران

✍️ مجتبی تابش

با گذشت یک هفته از اربعین ۱۴۰۴، زایران و خادمان این مسیر معنوی به خانه‌های خود بازگشته‌اند و زندگی روزمره را از سر گرفته‌اند. اما تا مدتها می توان، در لابه‌لای خبرها و خاطرات، ردپای این حماسه را دید ؛ ردپایی به رنگ آلاله‌های ارغوانی که گرمای تابستان مهران را با عطر گل‌های بهاری جایگزین کرده است.

تابستان امسال هم، با همه‌ی گرمایش، میزبان زیبایی محضی بود که در قالب پیاده‌روی اربعین جلوه‌گر شد. پس از خرداد و تیر پرحادثه‌ی ایران، که داغ سرداران و لاله‌های سرخ پرپرش تا ابد بر دل‌ها خواهد ماند، پیچش عطر اربعین در جان‌ها دمید و روحی تازه در کالبد خسته‌ی جامعه جاری ساخت. این حرکت عظیم، در شرایطی شکل گرفت که سایه‌ی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و احتمال تکرار حملات، فضای اربعین را مبهم کرده بود. با این حال، تحقق آن امیدی نو در دل‌ها آفرید و نشان داد که اراده‌ای فراتر از اراده ی بشر، پشتیبان این مسیر زیباست.

اربعین امسال، متفاوت از سال‌های گذشته بود. تا روزهای آغاز این برنامه، هیچ‌کس نمی‌دانست آیا ایرانی‌ها نیز مشارکت خواهند کرد یا نه اما حضور پرشور زایران ایرانی، مهر تأییدی بود بر استمرار حضور در این راه عاشقانه

مرز مهران، به‌ویژه در روزهای پیاده‌روی، صحنه‌هایی از زیبایی و خدمت بی‌منت بود. برخلاف سال‌های گذشته، تنها در گیت‌های خروجی می‌شد حجم عظیم زایران را حس کرد؛ و همین موضوع ، آرامش روانی دوچندانی به زایران در ورود و خروج از کشور می بخشید.

این امنیت و آرامش، مدیون خادمان گمنامی است که در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، بی‌هیچ چشم‌داشتی خدمت کردند. آتش‌نشانان، کارگران شهرداری، پلیس راهنمایی و رانندگی، مرزبانان، سیم‌بانان برق، موکبداران مردمی، کارکنان آب و فاضلاب، رانندگان اتوبوس و ده‌ها خادم دیگر، در گمنامی، نقش‌آفرینان اصلی این حماسه عظیم بودند.

 

شاید رسانه‌ها آن‌گونه که باید، به این خادمان نپرداخته‌اند؛ اما در دل‌های زایران، نامشان با احترام و دعای خیر ثبت شده است. آنان، بی‌هیچ ادعا، در گرمای مهران، بوی گل‌های بهاری را به جان‌ها هدیه دادند.

(نگاشته شده در مورخ پنجشنبه ۳۰ مرداد۱۴۰۴ ، ۲۷ صفر ۱۴۴۷)

(عکس ضمیمه ؛ اربعین ۱۴۰۴ ، مجتبی تابش)