به قلم؛ سید حرمت الله موسوی مقدم
سرزمین سبز و اقلیم آریایی آبدانان، دیار کوههای بلند کبیرکوه و دینارکوه و دشتهای وسیع مورموری و سراب باغ مأمن و موطن جوانان فرهیخته و باغیرتی است که نامشان زینت افزای تاریخ و موجب مباهات حال و آینده خطه خون رنگ ایران قوی و ایلام عزیز است.
جوانانی که از دعایشان الوهیت، ازکلامشان انسانیت و از رفتارشان صمیمیت می بارد و به وعده خدا معتقدند که بعداز هر سختی آسانی است و هیچ رنجی بیهوده و هیچ سعی نیز بی فایده نخواهد بود.
یکی از این جوانان رعنا و روشن ضمیر ” شهید سرافراز مُبین فتحی زاده ” است .
او در یازدهم آذرماه ۱۳۸۱ درشهر آبدانان آفتاب وجودش کلبه والدین محترمش ‘ کربلایی کهزاد و مشهدی دولت ‘ روشن ‘فرزند دوم’ و با شیر پاک مادر و نان حلال پدرش قد کشید و در سایه سخاوت معلمین متعهد در مدارس ” شهید صید میرزایی، شهیدمطهری و هنرستان شهید آل اسحق ” آبدانان مراتب تعلیم و تربیت را طی کرد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید.
دانش آموزی دُردانه که در آن مراکز ‘ شهیدایی ‘ برگ سُرخ آزمون را دریافت و گزینه قرمز رنگش را با مداد مقاومت تیک زد و دیلیز دفاع، ساغر سنگر و شکوه شهادت را به نظاره نشست.
شهید فتحی زاده در کلاس درس، خصلتهای خدایی آموخت و آموزههای الهی اندوخت و از ابتدای زندگیِ آرام و عاشقانه اش به تعبیر زیبای حضرت ‘مولانا ‘در کتمانِ خطا بسان شب و در فروتنی همانند زمین بود و مهربانی را از خورشید ، استواری را از کوه، سخاوت را از رود و آرامش را نیز از دریا به ارث برده بود .
آن عشایر زاده آزاد اندیش بسان نیاکانش هیچگاه امید به آینده را فدای رنج کنون و اندوه گذشته نکرد و دل در گرو خدا و پیشرفت را نیز مرهون تلاش و جدّ بلیغ خود میدانست.
آن شهید همیشه جاوید تاریخ از ایل بزرگ ‘ زرگوش’ که در دوران نوجوانی ‘ روح تفکر و تعلم، نسیم ادب و اخلاق انسانی، شوق شهادت و وفای وطن دوستی در وجودش موج میزد، رشته علوم ورزشی در مقطع کارشناسی دانشگاه را انتخاب و طایر تراوشات خود را در آسمان علم و دانش و دانایی به طیران در آورد.
ظرف زمان و انبان عشق و انوار ایثار آن فدایی ایران بجوش آمد و در سال ۱۴۰۰ برگ خاکین جهاد پوشید و به عضویت یگان ۱۰۷ تیپ تکاوری نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد و عامدانه و عالمانه پاسدار ی از سرحدات این آب و خاک بهتر از جان را پذیرفت و فصلی نو از مصحفی تازه در افق زندگی او باز شد که رنگین کمان شهادت در زلال آن پیدا بود.
آن ارتشی باوفا، بدور از خاموشی و خستگی، معبر مجاهدت را ادامه داد و با پای جان و چشم دل، پله پله به خوان سُرخ خدا و قُرب اولیای عظام رسید.
ای بغض فروخفته مرا مرد نگهدار – تا دست خداحافظی اش را بفشارم .
( فاضل نظری)
“برادر شهید میگوید”
“مبین “اعتقادداشت که پوشیدن لباس نظامی تنها ابزاری برای کسب درآمد و گذران زندگی روز مره نیست ، بلکه عهدی مقدس برای حفاظت از منافع مردم وکشور است که اگر انسان جانش را نیز دراین راه فداکند ارزشش را دارد.
معین فتحی زاده افزود: هنگامیکه در یک جمع خانوادگی راجع به مسیر زندگی آینده بحث میکردیم ‘برادر شهیدم’ با قاطعیت گفت :چون پدرم در دوران دفاع مقدس هشت ساله درلباس بسیج از کیان انقلاب اسلامی ایران دفاع کرده و بخشی از سلامتی خودرا نیزاز دست داده است لذا بنده نیز به این راه نورانی وفا دارم و میخواهم این لباس شریف را برتن کنم و رسالت پدرجانبازم دردفاع از مملکت خود ادامه دهم.
استوار یکم ‘مبین فتحی زاده ‘ با قلبی پاک،روحی آرام ،فکری آزاد، چشمی بینا ، گوشی شنوا و مقصدی مقدس ،روزهای زندگی و شبهای بندگیش را در جمع ارتشیان قهرمان به آرمانهای الهی خود و صل نمود ودر جریان جنگ رمضان درمورخه ۱۳اسفندماه ۱۴۰۴ در سنگرخدمت و هنگام پاسداری از امنیت ایران بزرگ در’مرز بانه’ توسط دشمنان ددمنش ‘آمریکایی صهیونی ‘ به درجه رفیع شهادت نایل آمدو روح ظریفش از تن فارق و در ملکوت اعلی جای گرفت.
عُمر پربار ‘مبین ‘ جوان بسان شکوفه ای بهاری در خزان تهاجم نامتقارن آمریکای متجاوز و اسراییل سفاک به زردی گرایید وداغ عدم همراهی اش تا آخرعالم بر دل نازک یک تبار که نه، بلکه شهرستان ۷۰ هزارنفری آبدانان برجای ماند.
پیکر پاک و مجروح این مدافع وطن برروی دستان قدرتمند حافظان خیابان و جانبرکفان میدان بسوی گلزار ۲۲۸ لاله واژگون آبدانان تشیع و در میان آه و اندوه همشهریانش بخاک سپرده شد.
سروِصنوبر ” مبین فتحی زاده ” به گلستان معبود رسید تا دست حرام و پای کثیف متجاوزان پست فطرت که از “صلح مینگارند و مشق جنگ میخوانند” هرگز به حریم قدسی ایران سرافراز و کنام سرداران و امیران و اندیشمندان و در درراس همه آنان به آستان باعظمت و کرانه های با کرامت امام و پیشوای شهید امت مبعوث شده ایران نرسد.
یادش قرین رحمت الهی و خانه خاکش گوارا .
نگارش: سیدحرمت الله موسوی مقدم/آبدانان/پایگاه خبری فراز غرب