نان، دارو و کرامت انسانی، قربانیان خاموش یک محاصره؛
غزه، سند شکست وجدان بینالمللی
▫️داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
در سکوت سنگین جامعه جهانی و هیاهوی محاسبهگرانه قدرتهای بزرگ، غزه دیگر تنها نام یک سرزمین نیست؛ به نمادی از محاصرهی قرن، مرگ تدریجی و فروپاشی کرامت انسانی بدل شده است. جغرافیای غزه این روزها نه نقشهای از مرز و خاک، بلکه نقشهای از رنج و گرسنگی است. شهری در حصار، مردمی در انتظار نان، کودکانی در تقلای آخرین نفسهای حیات.
در روزهایی که دمای زمین بالاست و دلها سرد، بیش از یک میلیون انسان در غزه زیر خط بقا زندگی میکنند. آنها نه قربانی جنگ رو در رو، بلکه قربانی سیاستی خزندهاند؛ سیاستی که با بستن گذرگاهها و جلوگیری از ورود غذا، دارو و آب سالم، بهجای بمب، از «قحطی» بهعنوان ابزار جنگ استفاده میکند. این نه فقط یک بحران انسانی، بلکه یک فاجعه ژیوپلیتیکی است که ارادهای آشکار برای مهندسی جمعیت و شکستن مقاومت از طریق گرسنگی را بازتاب میدهد.
تأسفبارتر اینکه بسیاری از کشورهای مدعی حقوق بشر، سکوت را بر فریاد ترجیح دادهاند. سازمان ملل هشدار میدهد، یونیسف اعلام خطر میکند، صلیب سرخ دست بالا میبرد، اما در عمل، نان همچنان پشت مرزها پوسیده میشود و انسولین در انبارهای توقیفشده میماند. کودکانی که بهجای مدرسه، راهی قبرستان میشوند، تنها به این دلیل که بدنشان دیگر توان ایستادن در صف کمک را ندارد.
از منظر جغرافیای سیاسی، غزه اکنون به یک «میدان آزمایش جهانی برای بیعملی بینالمللی» تبدیل شده است. سکوت امروز، مشروعیتبخش فاجعههای فرداست. قحطیِ ساختگی در این منطقه، نه حاصل خشکسالی یا بحران تولید، بلکه محصول یک انسداد هدفمند سیاسی است که قانون بینالملل و کنوانسیونهای حقوق بشری را به سُخره گرفته است.
اگر غزه امروز در تاریکی میسوزد، این نه تنها تقصیر محاصرهگران است، بلکه تقصیر سکوت جهانیست که عادت کرده به تماشای مرگ، بیآنکه پلک بزند.
از همینجا، از کیلومترها دورتر، تنها میتوان نوشت؛ نه برای تغییر معادله سیاست، بلکه برای ثبت حقیقت. باشد که واژهها بیدار کنند آنانی را که هنوز وجدان را به تمام نفروختهاند.
فاجعه غزه فقط در آمار قربانیان خلاصه نمیشود؛ بلکه در فروپاشی بیصدای معنای انسان بودن خلاصه میشود.