شکست مارتن مذاکرات به دلیل بد عهدی و زیاده خواهی آمریکا

پایگاه خبری فراز غرب؛

✍️هادی نجفی ، دانش آموخته ممتاز علوم سیاسی، پژوهشگر و فعال در مطالعات سیاسی، عضو انجمن علوم سیاسی دانشگاه ایلام

تحلیل شکست مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان و بازتاب قدرت نوظهور ایران در موازنه قدرت جهانی

🔹با وجود حدود ۲۱ ساعت مذاکره و تلاش دیپلماتیک؛ زیاده خواهی‌ های امریکایی‌ها مانع رسیدن به توافق شد.

🔹مسیله‌های مختلفی از جمله موضوع تنگه هرمز و حقوق هسته‌ای و موضوعات دیگر از موارد اختلاف بوده است.

🔹آتش‌بس آمریکایی ها راه فرار ترامپ از افزایش بیشتر قیمت نفت و بنزین و کمبود کودهای شیمیایی و هلیوم بود. اکنون نگرانی آنان اگر جنگ از سرگرفته شود، بازارها سقوط می‌کنند، کمبودها بیشتر می‌شود و تورم افزایش پیدا خواهد کرد.

🔹 ترامپ فقط می‌تواند با  تهدید به از سرگیری جنگ فضای روانی را تغییر دهد. اما تهدید نظامی انتخاب سیاسی مناسبی برای ترامپ نیست و کارساز نخواهد بود.
✅ ضعف اساسی  در سیاست خارجی و گفتمان سیاسی آمریکا کاملا هویدا هست . اخاذی از طریق تهدید به ترور مذاکره کنندگان ایران . آشکارا توسط عناصری در فضای سیاسی و رسانه‌های ایالات متحده در صورت شکست مذاکرات توصیه می‌کردند. که باید توسط همه کشور ها محکوم شود
✅ با اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران . بدنام‌ترین زوج دیپلماتیک آمریکا آماده شدند  تا بار دیگر در مذاکرات جاری در پاکستان در کانون توجه قرار گیرند. جرد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکاف، نماینده ویژه دولت ایالات متحده نقش مهمی در سیاست خارجی این دولت داشته‌اند.با این همه، در عمل، که ناموفق بوده‌اند؛ به نظرم  کم‌تجربگی نسبی آن‌ها در دیپلماسی و منفعت طلبی شخصی آنان از نقاط ضعف تیم مذاکره کننده آمریکایی بود. در واقع، داماد ترامپ و دوست او هر دو سرمایه‌گذاران حوزه املاک هستند و برای مدیریت ادغام‌های تجاری مناسب‌ترند، تا مسایل پیچیده‌ای مانند گسترش سلاح‌های هسته‌ای، جنگ و صلح. هیچ‌یک تجربه قابل‌توجهی در دیپلماسی ندارند، حوزه‌ای که از بسیاری جهات با دنیای املاک و ادغام‌های تجاری متفاوت است. بدتر از آن، به نظر من که درگیر روابط مالی و شخصی‌ای هستند ؛ و برای مدیریت مسایل پیچیده دیپلماتیک نامناسب به نظر می‌رسند؛  و بااین‌همه دیدیم که ویتکاف و کوشنر نتوانستند به توافقی قابل پذیرش با ایرانی‌ها دست یابند. حس منفعت طلبی شخصی ، زیاده‌خواهی آمریکایی ها به شکست مذاکرات ختم شد و بار دیگر بدعهدی  آمریکا را آشکار ساخته است.
✅ قبل از مذاکرات با همان نوع لحن اغراق‌آمیز  و طبل توخالی اگر ایران تسلیم نشود و تنگه را باز نکند، یک تمدن ایران کامل نابود خواهد شد یک روز بعدش اما اعلام کرد این می‌تواند عصر طلایی خاورمیانه باشد!!!» و در ایران «پول‌های کلانی به دست خواهد آمد.»اما به این سرعت نیست. و در عمل  تنگه به‌طور کامل باز نشده است؛ و بلافاصله پس از پست ترامپ ، رییس مجلس ایران تهدید کرد که تهران ممکن است از مذاکرات خارج شود. . ترامپ اعلام کرد که پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای ایران «مبنایی قابل‌ کار برای مذاکره» است.
🔹و حالا بعد از شکست مذاکرات، آمریکا دست از تهدید برنمی‌دارد و تهدید به محاصره دریایی می‌کند  تحدید به محاصره دریایی  نه‌تنها فایده ای برای آمریکا ندارد بلکه می‌تواند گردابی باشد که آمریکا و متحدینشان در آن غرق کند. پاکستان،  با حمایت چین، رهبری یک ایتلاف جهانی رو به گسترش را بر عهده داشت ، به آن دلیل به‌عنوان میانجی مطرح شد که با بیشتر بازیگران کلیدی روابط خوبی دارد؛ قطعاً با ایالات متحد و ایران،  هم‌چنین با چین، ترکیه، سعودی و امارات
✅همه دنیا جز ترامپ و نتانیاهو، کسی امریکا را پیروز این جنگ نمی‌داند. به نظر من نمایش  خیره‌کننده و اراده رزم‌آوران نشان داد که ایران از شهادت سردار سلیمانی تا «وعده‌های صادق» یک، دو و سه، مسیر  قدرت‌سازی و با توجه به تحولات که پیش آمد ایران در حال ظهوربه عنوان یک قطب تازه قدرت جهانی ست.
🔹  قبل از جنگ آمریکا علیه ایران ، همه از ۳ قدرت جهانی صحبت میکردند. امریکا ، روسیه ، و چین . با این روند که رقم خورد یک قطب تازه قدرت جهانی در عرض یک ماه خلق شد، کشور ایران بخش اعظمی از منابع کلیدی جهان را در دست دارد ، نفت همیشه فوق‌العاده حیاتی و مهم بوده
🔹کلمانسو نظریه پرداز  میگه ارزش یک قطره نفت برابر با یک قطره خون هست. البته در کنار نفت گاز ، انرژ، و کود شیمیایی می‌توان ذکرکرد
.✅(در تحلیل دوم و سوم به پتانسیل ها و برگ برنده که در دست کشور ایران هست بیشتر اشاره شده ⁦⁦ (تحلیل‌ها نشان می‌دهد، امریکا هم در ارزیابی توان خود و هم میزان تاب‌آوری ایران دچار خطای محاسباتی راهبردی شده است.

امریکا با تکیه بر روش‌های قرن بیستم و مکتب نابودگری، در برابر الگوی جنگ نامتقارن، شبکه‌محور و خودبنیاد ایران، دچار فرسایش  شده است.

✅دستگاه نظامی و سیاسی امریکا، به همان اندازه که قدرت ضربه ‌زدن داشت، فاقد ظرفیت تحمل ضربه متقابل بود و تا این مرحله حداقل چهار شکست را متحمل شد: شکست راهبردی (به رغم وارد آوردن لطمات، قدرت ایران را احیا کرد و کنترل بر تنگه هرمز نیز از سوی ایران تحمیل شد)، شکست هیمنه نظامی (ناتوانی از اعمال اراده خود از طریق نظامی و آسیب‌پذیری وسیع پایگاه‌های امریکایی و ضعف مفرط در حمایت از هم‌پیمانان منطقه‌ای)، شکست اخلاقی (منطق نابودگری و تهدید تمدنی که سرمایه مشروعیت آن را به غایت فرسوده کرد) و شکست سیاسی (معرفی هیات حاکمه‌ای بی‌ثبات با تصمیماتی آنی و متغیر که مورد حمایت حتی ایتلاف‌های هم پیمان با امریکا  نیستند.
✅ضمن آنکه مشخص است رهبری شهید کشور مان در دفعات قبل، به‌رغم برخورداری از توانمندی مقابله، سیاست مهار تنش و اجتناب از جنگ مستقیم با امریکا را دنبال کرده است؛ تا جایی که بسیاری این خویشتنداری را به ‌خطا به‌ مثابه ضعف تفسیر کردند. داده های تاریخی نشان می دهد، امام حسین (ع) در برابر حکومت وقت دو راه بیشتر نداشت: قیام یا بیعت. نتیجه قیام، شهادت و یا تشکیل حکومت بود و نتیجه بیعت، ذلت و نابودی اسلام. امام (ع) قیام را انتخاب کرد و هدف خود را امر به معروف و نهی از منکر دانست . امام حسین (ع) با شرکت در یک جنگ نابرابر به شهادت رسید به قول استاد شهید مطهری (ره) آن حضرت به اهداف خود دست یافت. این در حالی است که اگر امام با یزید بیعت می کرد، نه تنها به آرمان ها و اهداف خود دست نمی یافت، بلکه بیعت او آثار منفی متعددی را در پی داشت که امام شهیدمان در بیانات خود  آن را یادآوری کردند. دلیل شکست در مذاکرات زیاده خواهی آمریکا بوده که تجربه به خوبی آن را نشان داده است. باید بتوانیم با همان صلابتی که می‌جنگیم، با همان اقتدار نیز گفت‌وگو کنیم؛ به‌گونه‌ای که دیپلماسی، مکمل جنگ باشد و تلاش  نظامی کشور در میدان دیپلماسی به دستاوردهای پایدار سیاسی و راهبردی تبدیل شود. بدیهی است
🔹اسراییل به عنوان بازیگر مخرب روند صلح، از هیچ تلاشی برای شکست مذاکرات بعدی در آینده اگر وجود داشته باشد دریغ نخواهد کرد. بدعهدی و بی‌ثباتی امریکا نیز به یک الگوی رفتاری قابل پیش‌بینی تبدیل شده  . نکته که هست چه قبل از مذاکره و چه بعد از مذاکره  با هر دست آوردی همه باید  بد عهدی آمریکا  با سران فاسد که در رأس آن که هویت آنان ثابت شده  مد نظر داشته باشند و در همه حال با بصیرت  و هوشیارتر از قبل  باشیم و بدانیم کشور ما برنده این میدان بوده و هست.
✅و چه‌ بسا هم‌اکنون سناریوهای جدید فشار، بی‌ثبات‌سازی  در حال طراحی باشد؛ از این‌رو، بیداری مضاعف در میز دیپلماسی و حفظ آمادگی‌های نظامی برای پیشگیری از هرگونه غافلگیری، ضرورتی انکارناپذیر است، چرا که غفلت می‌تواند به‌سادگی دستاوردها را در معرض تهدیدی بنیادین قرار دهد.
🔹کسی که وارد عرصه سیاست می شود باید مثل یک شطرنج باز ماهر هر حرکتی را که می‌کند سه تا چهار حرکت بعد از آن باید پیش‌بینی کند. صحنه سیاست مثل صفحه شطرنج می‌ماند . سیاستمدار کار کشته باید مثل یک شطرنج باز ماهر عمل کند . یعنی باید حرکت وحرکات بعدی رقیب رو سنجیده پیش بینی کند …..

یاد آوری چهارمین تحلیل منتشر شده از هادی نجفی در پایگاه خبری فراز غرب – تاریخ انتشار۱۴۰۵/۰۱/۲۳