حاج قاسم ، مرد میدان های سخت

یادداشتی از: فرزاد اسفندیاری
عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

در سالروز شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، تاریخ معاصر ایران بار دیگر مکث می‌کند؛ نه از سر احساسات گذرا، بلکه برای تأمل در زیستِ مردی که قدرت را از معنا، و میدان را از ایمان جدا نمی‌دانست.

شهادت او به‌دست ایالات متحده آمریکا، صرفاً حذف فیزیکی یک فرمانده نبود، بلکه اعترافی آشکار به نقش‌آفرینی شخصیتی بود که نظم عادت‌کرده به سلطه را با حضوری آرام و قاطع به چالش کشید.

حاج قاسم، مرد میدان بود؛ میدانی که سیاست، امنیت، اخلاق و مردم در آن به هم می‌رسند. او جنگ را نه در نقشه‌ها، که در متن واقعیت می‌فهمید. از همین‌رو، کنش او همواره آگاه به بافت اجتماعی و سیاسی منطقه بود. در منطق سلیمانی، پیروزی به‌معنای تصرف خاک نبود، بلکه حفظ کرامت انسان و جلوگیری از فروپاشی ملت‌ها معنا داشت.

در حیاتش، نام و حضور او خود عامل رعب دشمن بود؛ رعبی برخاسته نه فقط از توان نظامی، بلکه از اراده‌ای مطمین و عقلانیتی پیش‌بینی‌ناپذیر ؛ پس از شهادت نیز، این هراس فروکش نکرد، بلکه در قالب «مکتب سلیمانی» تداوم یافت؛ الگویی که نشان داد حذف فرد، به خاموشی یک اندیشه نمی‌انجامد.

نقش سردار سلیمانی در تأمین امنیت، تنها به جغرافیای فرامرزی محدود نبود. او با مهار تهدیدها در بیرون از مرزها، سپری مطمین برای امنیت داخلی ایران ساخت و به‌درستی دریافته بود که آرامش درون، بدون عمق راهبردی در بیرون، پایدار نمی‌ماند. در سطح منطقه نیز، او معمار نوعی امنیت بود که نه بر تحمیل، بلکه بر اعتماد ملت‌ها و همگرایی میدان‌ها استوار شد.

ولایتمداری در زیست او، تبعیتی آگاهانه و عقلانی بود؛ محوری برای انسجام و تصمیم در سخت‌ترین شرایط. اخلاصش، چهره‌ای کم‌نظیر از فرماندهی ساخت که در اوج اقتدار، گمنامی را برگزیده بود و پیش از فتح میدان‌ها، بر نفس خویش غلبه کرده بود.

و چنین است که گرامی‌داشت حاج قاسم سلیمانی، تنها یاد گذشته نیست؛ افقی رو به آینده است. حاج قاسم زنده، مایه رعب دشمن بود و امروز، مکتب او این رعب را به اندیشه‌ای ماندگار تبدیل کرده است. یاد او برای جهان آینده، نماد امکان قدرت اخلاقی، شجاعت مسیولانه و ایستادگی مومنانه در جهانی است که هنوز، بیش از هر چیز، به معنا نیاز دارد. یاد و نامش گرامی باد./فراز غرب/ ۱۴ دی ماه/۱۴۰۴