✍️ محمد رستمی/فراز غرب
یکی از رسالتهای مهم مدیران، اتخاذ تصمیمات است، تا جایی که برخی صاحبنظران از مدیریت بهعنوان «اتخاذ تصمیمات خطیر» یاد میکنند.
تصمیمگیری در هر موضوعی نیازمند سه پیوست اساسی است:
۱. پیوست پژوهشی (توجیهی): بررسی چرایی و ضرورت تصمیم.
۲. پیوست امکانسنجی (عملیاتی): بررسی قابلیت اجرا.
۳. پیوست فرهنگی و رسانهای: زمینهسازی برای همراهی اجتماعی.
این سه ضلع، به ترتیب به مشروعیت و خرد تصمیم، قابلیت اجرا و مقبولیت اجتماعی توجه دارند. نبود هر یک از این ارکان، تصمیم را شکننده یا محکوم به شکست میسازد.
متأسفانه نگاه به پیوست فرهنگی و رسانهای گاه تقلیلگرایانه است و صرفاً به اطلاعرسانی یا تبلیغات محدود میشود. حال آنکه این پیوست، نقشی بسیار فراتر ایفا میکند.
هدف پیوست فرهنگی و رسانهای، کسب حمایت اجتماعی است. در پرتو اعتماد و مشارکت عمومی است که از اصطکاک اجتماعی کاسته و سرمایه اجتماعی افزایش مییابد.
رسانه میتواند جامعه و ذینفعان را با مجریان و برنامهریزان هماهنگ کند، از مقاومتها بکاهد، با استدلالهای متقن به اقناع کمک کند و از سوی دیگر، خواستها و مطالبات مردم را به سطوح بالاتر منتقل نماید و به شفافیت فرایندها بینجامد. هرگاه همراهی مردم با برنامه یا پروژهای جلب شود، حس تعلق آنان افزایش مییابد و در سایه همین احساس، انطباق برنامه با زمینههای فرهنگی تسهیل میگردد.
امید است این نقش رسانهها بهدرستی درک شود؛ مسیولان اجرایی و برنامهریز، زمان و منابع لازم را در اختیار رسانهها قرار دهند و رسانهها نیز با بهرهگیری از قدرت نمادین خود، در قلمرو حرفهای خویش گام بردارند.۱۴۰۴/۰۹/۲۸