.
«پرسهنامه»
چل ڕوژ ویەرد وەلێ یاد و کردار عەلی، پیاگ دەوران ڕاسان، هێمان زینگە.
یەمر خوداکردن «عەلییەشرەف جانبەخشی» وە مەردم ییلام، هووزەیل یەسڵەمەن و فەرهەنگ دووس دێواڵای و ڕێزەوەن، یاران دێرین، بنەماڵەیل نامدیاری جانبەخشی، پاکزاد، لوتفیکار و جەعفەریان تەسلیەت یۆشیمن.
خەم یاخرتان بوو، ڕەوانێ شاد بوو.
یەنستیتو زانست زاگروس
#ییلام_ایلام
#ڕێزەوەن_ریزبندی
#دێوالا_دهبالا
—————————————————-
«برگهای از تاریخ»
#کامران_رحیمی ۱۴۰۴/۸/۲
مهندس علی اشرف جانبخشی سال ۱۳۵۴ در شهر ایلام از خاندانی مردمدار و کوردهوار متولد شد. عشق و درک او از موسیقی کوردی و گنجینۀ عظیمی که از واژگان کوردی در سینه داشت مایه حیرت همگان بود. او مردی شجاع، رادمرد و فروتن از اعماق تاریخ و از تبار عیاران و مردان راستین بود که در فرهنگ کوردی بدان «دەورەی ڕاسان» میگویند.
#در سال ۱۳۷۸ در گرماگرم انتخابات مجلس، علی به اتفاق مهندس سعدالله جهانگیری و علیرضا پسر عمویش، کوردانه و پیاگانه پلاکاردی به زبان کوردی در عرض خیابان شادآباد برای نخستین بار نصب کرد که تحسین و تحیر همگان را برانگیخت و نقطه عطفی در حیات زبان کوردی در حوزه اجتماعی شد.
#در آغاز پاییز ۱۳۸۰ نمایشگاه کتاب ناشران کشوری در ایلام برگزار شد، اما جای ناشران کورد خالی بود. حضوری به اداره کل ارشاد مراجعه کردم و دعوت از ناشران کورد را مطرح کردم. پس از اما و اگرهای فراوان و فرایند بروکراسی با مساعدت آقای الیاس گهرسودی، مدیر سابق ارشاد، این درخواست عملی شد، اما مشروط بر این که هزینه رفت و برگشت و اقامت ناشران کورد، برعهده میزبان باشد؟!! از سنندج انتشارات گوران(حسن گوران) و میدیا را دعوت کردم به اتفاق دهها نویسنده و صدها جلد کتاب کوردی رهسپار ایلام شدند. مطابق سنت حسنه کوردهواری (دەورە مێوانی) خوان گسترده ایلات ایلام از جمله ایوان کلهر (دکتر علیرضا خانی)، خزل(مهندس سعدالله جهانگیری)، ملکشاهی(عباس محمدزاده) و ایلام شادروان جانبخشی و اینجانب میزبان این سفیران فرهنگی به مدت ۱۲ شبانه روز شدیم. استقبال و خرید مردم، کم نظیر بود، دقیق به خاطر دارم بیشترین خرید کتاب ترانههای ناصر رزازی، حسن زیرک، فرهنگ هژار، دیوان عبدالله پشیو، نالی، بیسارانی، تا حدودی دیوان قانع و دستور زبان و خودآموز کوردی بود.
#در سال ۱۳۸۱ از سوی دانشجویان دانشگاه ایلام سردبیر اولین نشریه کوردی به نام «ویرا» شدم در این راه ناهموار علیاشرف همفکر دیرینم از حیث هزینه و پیگیری سنگ تمام گذاشت و جا دارد از سایر سروران آن دوران سخت، از جمله مهندس احسان رحیمی، مصطفی بیگی، صدرا یوسفیزاده، شیرکو حسنیانی و… در این حرکت موثر تاریخی قدردانی کنم.
#پس از دو دهه پیگیری، انستیتو زانست زاگروس در آستانه مجوز بود، در روز تاسیس نیز شادروان علی اشرف ضمن حضور، بیشتر مقدمات کار را فراهم کرد. در اینجا نیز جا دارد به روان پاک و بلند مستندساز کوردهوار مرحوم روحالله اکبری که به جلسه تاسیس تشریف آوردند درود بفرستم. همچنین از تمام سرورانی که از آغاز تاکنون برای هویت خود و زبان مادری به صورت مداوم و کوتاهمدت خدمت صادقانه و فروتنانه کردند «سپاسوار» باشیم.
علی اهل اسم و رسم نبود، صادقانه و فروتنانه هر آنچه از دستش بر میآمد برای مردم و زبان مادری انجام میداد. دغدغه و «آوات» همیشگی او تدریس زبان و ادبیات کوردی بود. استاد محمدعلی قاسمی، سردبیر مجله روزگار در حق او نوشت: «تو آن مرد متانت بودی که با ایدههای آبی خود جمعی عیار بامرام را در حلاوت حلقهای از رفاقت همراه کردی». عشق علی به «نیشتمان» باعث شد نام زیبا و ماندگار «شینو و شینا» را برای فرزندانش انتخاب کند. اسامی مناطقی استراتژیک در مرز گرمسیری ایلام (مەیمگ) که در طول هزارهها محل رویارویی و دفاع کوردها در برابر عثمانی و اخیرا حزب بعث است. هرچند شادروان ادعای نداشت، ولی طبعی روان و صمیمی با درونمایە سیاسی و اجتماعی در شعر داشت که سال ۱۳۷۸ چند قطعه از دلنوشتههایش را در بخش کوردی «زوان ییمە» پیک ایلام منتشر کردم:
ژیان یەڕا من چۆ تەختە نەردە
من بازی باختە، دژمن وە بەردە
ڕوژگار ناگە نەردەگەم دە یاو
دەمم بەساگە، تا نێەم جواو
یمێدێ دێرم تاسەم یەڵگەردێ
دژمنیش بخەم وە بەردەڵبەردێ….
«کڕ داود وە دەورت دووس دێرین!»
زانست / فراز غرب