ضرورت های موجودیتی فهم وحدت واقعی امت واحد اسلامی ، در روزگار ترجیح رژیم صهیونی بر دیگر متحدان از سوی آمریکا

 

✍️دکترسیدمحمّدرضا موسوی فرد
پژوهشگر و عضو هییت علمی دانشگاه

به مناسبت هفته وحدت در سال ۱۴۰۴ :
تبیین و ابعاد مسیله
در جهانی که هر روز بر پیچیدگی‌های آن افزوده می‌شود، جهان اسلام در گرداب چالش‌هایی گرفتار آمده که موجودیت و هویت آن را به بازی گرفته است. در این میان، تنها کلید رهایی از این گرداب، بازگشت به اصل اساسی «وحدت» است؛ اصلی که ریشه در تعالیم ناب اسلامی دارد و تنها راه ایستادگی در برابر طوفان سهمگین دشمنی‌هاست. این نوشتار بر آن است تا با نگاهی واقع‌بینانه، این ضرورت حیاتی را از رهگذر آموزه‌های دینی و حقایق جهان امروز به واکاوی بنشیند و نشان دهد که چگونه همبستگی می‌تواند ؛ چنان دژی استوار، امت اسلامی را از گزند آسیب‌ها مصون دارد.آنچه این نیاز را برجسته‌تر می‌سازد، رفتار قدرت‌هایی است که برای تأمین منافع خود، چنگال‌های استثمار را در پیکره جهان اسلام فرو می‌کنند.
ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگری اصلی، با سیاست‌های دوگانه و یک‌بعدی خود، نه تنها درصدد ایجاد شکاف است، بلکه با اولویت دادن به موجودیتی نامشروع، عمق خیانت به متحدان دیرین خود را نیز به نمایش گذاشته است. این تحلیل، گوشه‌ای از این نقشه شوم را روایت می‌کند تا هوشیاری را پیشه سازد و ندای وحدت را در جان‌های مسلمین طنین اندازد.

🟦ضرورت های وحدت امت اسلامی در دوران معاصر

در دوران معاصر، ضرورت وحدت امت اسلامی به عنوان اصلی بنیادین و حیاتی بیش از پیش آشکار گردیده است. این اصل، ریشه در متون دینی و سنت معتبر اسلامی، به ویژه قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم (ص) و ایمه معصومین (ع) دارد. وحدت و انسجام اسلامی، در تقابل با پراکندگی و تفرقه، شرط لازم برای توانمندی، مقاومت و ایستادگی امت اسلام در برابر تهاجمات و توطیه‌های دشمنان خارجی به شمار می‌رود.
قرآن کریم و سیره نبوی، مسلمانان را به دوری از تفرقه و تمسک به ریسمان الهی فراخوانده‌اند؛ چرا که این وحدت، زمینه‌ساز تحقق عزت، اقتدار و سعادت جامعه اسلامی است.
دلایل متعددی بر ضرورت این همبستگی دلالت دارند.
نخست: حفظ تمامیت و قوام نظام اسلامی است که نمونه بارز آن در تأکید امام علی (ع) بر پرهیز از نزاع و اولویت وحدت پس از رحلت پیامبر (ص) متجلی شد.
دوم : مقابله با تهدیدات مشترک خارجی است که تنها از طریق همگرایی و انسجام درونی امکان‌پذیر می‌گردد.
سوم: پیشگیری از تفرقه‌های داخلی ناشی از اختلافات مذهبی، قومی یا سیاسی است که به ضعف ساختاری و بحران‌های اجتماعی می‌انجامد.
چهارم: تقویت هویت و اقتدار امت اسلامی در عرصه‌های گوناگون بین‌المللی است.

از منظر دینی، قرآن کریم با طرح مفاهیمی چون «اعتصام به حبل الله» و «امت واحده»، مبانی نظری وحدت را بنیان نهاده است. همچنین، سیره عملی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) از جمله از طریق عقد پیمان مدینه و تأکید بر اصول برادری و عدالت الگویی ملموس برای تحقق این آرمان فراهم نموده است. شایان ذکر است که این وحدت، نافی تنوع مذاهب و فرهنگ‌ها نیست، بلکه بر همکاری و همزیستی مسالمت‌آمیز در عین احترام به اختلافات فقهی تأکید می‌ورزد.
در عصر حاضر، با توجه به گسترش روزافزون توطیه‌ها و فشارهای نظام سلطه، لزوم وحدت میان مسلمانان به عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر مطرح است. تفرقه و اختلاف، نه تنها موجب تضعیف داخلی و کاهش توان مقابله با دشمنان می‌شود، بلکه سلطه بیگانگان را بر مقدرات جهان اسلام تسهیل می‌نماید. بنابراین، وحدت امت اسلامی که حول محور قرآن، سنت پیامبر و اصول مشترک اسلامی شکل می‌گیرد یک ضرورت تاریخی، دینی و اجتماعی برای حفظ موجودیت و تمدن اسلامی در برابر چالش‌های جهان کنونی به شمار می‌رود.

🟦نگاه واقعی آمریکا به کشورهای عربی اسلامی منطقه

سیاست ایالات متحده در قبال کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، رویکردی اساساً سودجویانه و یکطرفه دارد. واشنگتن با بهره‌گیری از موقعیت استراتژیک این کشورها، به انعقاد قراردادهای نظامی و اقتصادی تحمیلی می‌پردازد که منافع آمریکا را تأمین می‌کند. فروش تسلیحات، تحمیل خرید کالاهای آمریکایی و اجرای پروژه‌های هسته‌ای تحت عنوان صلح‌آمیز، همگی در راستای اهداف اصلی این سیاست یعنی تثبیت سلطه منطقهای و محدود کردن نفوذ رقبا قرار می‌گیرد.کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ابزارهایی برای پیشبرد اهداف راهبردی آمریکا تبدیل شده‌اند. واشنگتن با ایجاد وابستگی امنیتی و اقتصادی، حضور خود را در منطقه تثبیت کرده است. پایگاه‌های نظامی متعدد آمریکا در این کشورها که عمدتاً تحت عنوان تأمین امنیت ایجاد شده‌اند، در عمل ابزاری برای کنترل منطقه و مهار رقبای ژیوپلیتیک محسوب‌می‌شوند.در بعد اقتصادی نیز این رابطه شکل بهره‌کشی به خود گرفته است.

فشار برای سرمایه‌گذاری‌های کلان در پروژه‌های آمریکایی و انعقاد قراردادهای یک‌طرفه در حوزه‌های انرژی و فناوری، نمونه‌های بارز این رویکرد استثماری هستند.
این روابط نابرابر که در قالب همکاری‌های مشترک ارایه می‌شود، در واقع شکل نوینی از استعمار را نمایان می‌سازد که منافع آمریکا را تأمین می‌کند.علیرغم ظاهر دوطرفه این روابط، منافع واقعی عمدتاً به آمریکا می‌رسد. واشنگتن به طور سیستماتیک از هر فرصتی برای افزایش وابستگی منطقه استفاده می‌کند و از طریق اهرم‌های اقتصادی و امنیتی، سیاست‌های مورد نظر خود را به کشورهای عربی تحمیل می‌نماید. این رویکرد نه تنها حاکمیت ملی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده، بلکه زمینه‌های تداوم سلطه خارجی را در منطقه فراهم می‌کند.

🟦زمان فهم برخی سران منطقه ای از ترجیحات آمریکا
ایالات متحده آمریکا در سال‌های اخیر نقش فعالی در شکل‌دهی به تحولات خاورمیانه ایفا کرده است. یکی از بارزترین نمونه‌های این نقش‌آفرینی، میانجیگری در عادی‌سازی روابط بین اسراییل و برخی کشورهای عربی تحت عنوان توافقات ابراهیم بوده است. این روند که از سال ۲۰۲۰ آغاز شد، نقطه عطفی در روابط منطقه‌ای محسوب می‌شود.آمریکا با به کارگیری ترکیبی از ابزارهای دیپلماتیک، مشوق‌های اقتصادی و تضمین‌های امنیتی، زمینه را برای این توافق‌ها فراهم کرد. از یک سو، با ارایه تسلیحات پیشرفته و تضمین امنیت به کشورهای عربی، انگیزه لازم برای نزدیکی به اسراییل را ایجاد نمود و از سوی دیگر، با هشدار درباره همکاری با رقبای منطقه‌ای مانند چین و روسیه، سعی کرد جایگاه اسراییل را به عنوان شریک استراتژیک برتر تثبیت کند.با این حال، این روند با چالش‌ها و واکنش‌های متفاوتی روبرو بوده است.
برخی تحلیل‌گران معتقدند آمریکا و اسراییل در پس این توافق‌ها، هدف مهار قدرت نظامی کشورهای عربی و حفظ برتری منطقه‌ای اسراییل را دنبال می‌کنند. از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای عربی با وجود برقراری روابط رسمی، نگرانی خود را از رفتار اسراییل در قبال فلسطینیان و تمرکز بیش از حد بر مسایل امنیتی به جای صلح پایدار ابراز می‌دارند. از نگاه نگارنده به نظر می‌رسد آمریکا با اولویت‌دهی به منافع استراتژیک و امنیتی خود، در بسیاری موارد اسراییل را بر کشورهای عربی ترجیح داده است. این رویکرد در ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی منطقه تأثیرات قابل توجهی برجای گذاشته است. با این حال، کشورهای عربی نیز منفعل نبوده و با اتخاذ مواضع مستقل، سعی در حفظ تعادل در روابط منطقه‌ای خود دارند. در تقابل با مسیله اسراییل قطعا آنها را قربانی خواهد نمود مصداق این مسیله حمله به خاک قطر بود که پدافند هوایی آمریکا در این کشورحتی یک موشک ساده هم شلیک نکرد ولی در حمله ایران به پایگاه الحدید که بارها مکان توطیه علیه ایران و ایرانیان بوده است دید چند موشک پدافند به سمت موشک ها ایرانی شلیک شد سوال جدی که پیش می آید این است چرا آسمان قطر در حملات اسراییل بی پناه بود ؟؟؟؟

🟦برآیند تحلیلی
باید به روشنی دریافت که پراکندگی و چنددستگی، بزرگترین زخمِ پیکر امت اسلام است و درمان آن، جز با بازگشت به سوی هویت واحد اسلامی و چنگ زدن به ریسمان محکم الهی ممکن نخواهد بود. آنچه از روزگاران گذشته تاکنون عزت و سربلندی مسلمانان را تضمین کرده، همانا وحدت کلمه و پرهیز از تفرقه بوده است.امروز نیز دشمن با تکیه بر همین تفرقه‌ها، به جان ارزش‌ها و موجودیت امت افتاده و با سیاست‌های استعماری نوین، به تاراج منابع و تحقیر اراده‌های مستقل مشغول است. رفتار آمریکا در منطقه، به روشنی نشان می‌دهد که حتی متحدان سنتی نیز در سایه منافع نامشروع آن، قربانی می‌شوند و اسراییل به عنوان ابزار سلطه، بر همه‌چیز حتی بر روابط دیرین ارجحیت دارد. پس بر عقلای امت و مردمان بیدار ضروت است که از خواب غفلت برخیزند و با درک خطر مشترک، پل‌های پنهان همکاری با دشمن را ویران کنند.
باید بار دیگر به سوگندهای الهی و پیمان برادری ایمان آورد و در سایه وحدت، از کیان اسلام پاسداری کرد. این راه، راهی سخت اما شدنی است و تاریخ نشان داده که اراده متحد مسلمانان، بزرگترین سد در برابر تجاوز استعمارگران است./فراز غرب /۲۰شهریور /۱۴۰۴