✍️ عبدل خزلی
هنوز داغ آتشسوزیهای پیشین بر دل زاگرس تازه بود و خستگی از تن مدافعان بیادعای طبیعت و آنان که رسالتشان را به جا آوردند، بیرون نرفته بود که شعلههای جدید، قلب این سرزمین کهن را نشانه گرفت. زاگرس میسوزد و با هر شعله، گویی تکهای از جان ایران در آتش این بیتفاوتی میسوزد. این تراژدی ادامهدار، پرسشی تلخ را در اذهان عمومی فریاد میزند: آتشی که به جان زاگرس افتاده، چه زمانی خاموش خواهد شد؟!
نمیدانیم، چگونه وجدان کسانی که چه سهواً و چه عامدانه، دست به چنین اقداماتی میزنند، تاب میآورد که با نابودی این طبیعت زیبا و درختان کهنسال، شب را بر بالین بگذارد و آسوده بخوابد؟ هر درخت، هر بوته در زاگرس، جانی است همارز با جان انسان؛ میراثی گرانبها که بیهیچ توجیهی به خاکستر مبدل میشود. آیا هیچ نمیدانند چه گنجینهای را به کام آتش میکشند؟
در همین راستا، اقدام قاطعانه دادستان ایلام در صدور دستور سریع پیگیری و شناسایی مسببان این فجایع، کورسوی امیدی است در دل مردم. مردمی که نه تنها تشنه عدالتند، بلکه چشمانتظارند تا با مسببان این اقدام شوم، با اشد مجازات و بدون هیچ اغماضی برخورد شود. این سرزمین، این درختان، این اکوسیستم حیاتی، حقشان فراتر از سکوت و فراموشی است.
این آتشسوزیها تنها یک حادثه نیست؛ یک هشدار جدی است. هشداری که اگر به آن بیتوجه باشیم، نه تنها زاگرس، بلکه آینده محیط زیست ما را نیز به خاکستر خواهد نشاند. زمان آن رسیده است که همه با هم، برای حفاظت از این میراث گرانبها، فریاد بزنیم و نگذاریم زاگرس در سکوت بسوزد!