✍️ امین دانیالی
جنگ همیشه با صدای انفجار و شلیک گلوله آغاز نمیشود.گاهی جنگ از پشت میزهای تصمیمگیری، با امضای یک فرمان تحریمی و با هدف قرار دادن سفره مردم آغاز میشود؛جنگی که گلولههای آن تحریم، فشاراقتصادی، محدودیتهای تجاری وایجاد التهاب در بازار است.پس از ناکامی گزینه نظامی در برابر ایران، آمریکا باردیگر به سراغ همان ابزاری رفته است که سالهاست آن را علیه ملت ایران به کار گرفته؛ فشار اقتصادی وتحریم ،سیاستی که اگرچه درظاهر اقتصادرا هدف قرار میدهد، امادر واقع معیشت مردم، امنیت روانی جامعه و آینده تولید کشور را نشانه گرفته است.
آنها پی برده اندایران کشوری نیست که بتوان بامحاسبات ساده نظامی و اقتصادی، اراده و توان آن رانادیده گرفت. همین واقعیت، هزینه هرگونه درگیری گسترده را برای طرف مقابل افزایش داده است.
اما مسیله مهمتر این است که جنگ اقتصادی تنهادربیرون مرزها اتفاق نمی افتد بخشی از میدان این جنگ در بازارهای داخلی شکل میگیرد؛جایی که رفتار تولیدکننده، فروشنده، توزیعکننده و حتی مصرفکننده میتواندنتیجه این نبرد را تغییر دهد.در شرایطی که نیروهای مسلح کشور برای دفاع از امنیت و تمامیت ارضی ایران درخط مقدم ایستادهاند و بسیاری ازمردم نیز بامسیولیتپذیری و همراهی، تلاش میکنند کشور ازاین مرحله عبور کند، احتکار، گرانفروشی، کمفروشی و ایجادالتهاب مصنوعی در بازار،اقدامی فراتر از یک تخلف اقتصادی است.کسی که درچنین شرایطی کالایی را احتکار میکند تا در آینده با قیمت بالاتر بفروشد، فروشندهای که ازشرایط اضطراری برای افزایش غیرمنطقی قیمتها استفاده میکند و هر فردی که باایجاد کمبود مصنوعی یااخلال دربازار، فشار بیشتری بر زندگی مردم وارد میکند، عملاً به جبهه اقتصادی دشمن کمک میکند.جنگ اقتصادی زمانی به نتیجه میرسد که دشمن بتواند میان مردم واقتصاد کشور شکاف ایجاد کند.
تحریمکننده یک طرف ماجراست، اما سودجویی داخلی میتواند اثر تحریم را چند برابر کند. اگر دشمن بخواهد قیمتها را بالا ببردو عدهای درداخل نیز با احتکار و گرانفروشی همان مسیر را ادامه دهند، فشار اقتصادی دوچندان خواهد شدو آنچه بیش ازهمه آسیب میبیند، سفره خانوادههای ایرانی است.
اینجاست که مفهوم «همدلی اقتصادی» اهمیت پیدا میکند.امروز هر ایرانی میتواند در سنگر اقتصادی خود نقشی داشته باشد؛ تولیدکننده باحفظ تولید و تلاش برای کاهش هزینهها، کارخانهدار با جلوگیری ازافزایش غیرضروری قیمتها، فروشنده بارعایت انصاف، دستگاههای نظارتی بابرخورد قاطع و عادلانه با متخلفان و مصرفکننده با مدیریت مصرف و پرهیز از خریدهای هیجانی.قرار نیست همه دریک سنگر ویا یک ابزار بجنگیم ،اما همه می توانیم دریک جبهه باشیم .درچنین شرایطی، مردم بیش ازهر زمان دیگری به بازار امن، قیمت منصفانه و رفتار مسیولانه نیاز دارند. بازار نباید به محلی برای انتقال فشار تحریم از بیرون به داخل تبدیل شود. دولت مسیولیت سنگینی بر عهده دارد. نظارت موثر، تأمین کالاهای اساسی، مقابله با شبکههای سازمان یافته احتکار و گرانفروشی، حمایت واقعی از تولید اینها از الزامات مدیریت این میدان است.امروز دشمن میخواهد فشار اقتصادی را به نارضایتی اجتماعی تبدیل کند؛ میخواهد تحریم رااز یک ابزار خارجی به یک بحران داخلی تبدیل کند. پاسخ به چنین راهبردی، فقط در عرصه سیاست خارجی داده نمیشود؛ بخشی از پاسخ در کارخانه، فروشگاه، بازار، اداره و حتی در سبد خرید خانوادهها شکل میگیرد.
همانگونه که نیروهای مسلح کشور در میدان دفاعی اجازه ندادند تجاوز نظامی به هدف مورد نظر دشمن تبدیل شود، درمیدان اقتصادی نیزنبایداجازه دهیم تحریم وفشارخارجی باسود جویی داخلی تکمیل شود.
جنگ اقتصادی سنگر تولید، سنگر توزیع، سنگر بازار و حتی سنگر مصرف خانواردارد در این میدان، سلاح ما میتواند انصاف ،مسیولیت پذیری وصرفه جویی باشد .
دشمن شاید بتواند تحریم وضع کند، اما اینکه تحریم تا چه اندازه بتواند زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد، تنها به تصمیم واشنگتن وابسته نیست؛ رفتار ما در داخل کشور نیز در این معادله تعیینکننده است.
اکنون زمان آن است که همه، از مسیول و تولیدکننده تا فروشنده و مصرفکننده، یک اصل ساده را جدی بگیریم:درجنگ اقتصادی هرکس که بار مردم را سبک ترکند درخط مقدم اقتصادی دفاع از کشور ایستاده است .
وهرکس با احتکار وگران فروشی بار مردم را سنگین ترکند ناخواسته یا آگاهانه به دشمن کمک کرده است .
باید نشان دهیم که سفره مردم آخرین سنگری است که اجازه نفوذ دشمن را به آن نمیدهیم .