✅هادی نجفی ، دانش آموخته ممتاز علوم سیاسی، پژوهشگر و فعال در مطالعات سیاسی، عضو انجمن علوم سیاسی دانشگاه ایلام.



✍️ با رویکردی نو، سه مدل کلاسیک «جوجه»، «مدل بازی بازدارندگی » و «مرد دیوانه» را در جنگ تحمیلی ایتلاف آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران بررسی کرده است. رویکردی که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است .
در تحلیل بسیاری از تنشهای بزرگ بینالمللی، مفهومی در علوم سیاسی و نظریه بازیها وجود دارد که میتواند رفتار بازیگران را بهتر توضیح دهد: «استراتژی مرد دیوانه» و «بازی جوجه». و مدل بازی بازدارندگی ، مفاهیمی که در کنار هم کمک میکنند بفهمیم چرا برخی رهبران در بحرانها رفتاری تند، غیرقابل پیشبینی و حتی به ظاهر غیرعقلانی از خود نشان میدهند.
✅ قبل از آنکه بخواهیم بپردازیم به سه مدل ذکر شده و تطبیق آنها لازم است تعریفی کوتاه. بر نظریه بازی ها داشته باشیم و مفاهیم کلیدی نظریه بازیها برای تحلیل این سناریو رو توضیح دهیم بعد به بررسی سه مدل ذکر شده بپردازیم
✍️در تعریف نظریه بازی ها. به بررسی چگونگی تعاملات استراتژیک بین تصمیم گیرندگان (بازیکنان) در وضعیتهای مختلف میپردازد و نشان میدهد که تصمیمات یک فرد به تصمیمات دیگران بستگی دارد. در حقیقت، نظریه بازی ها کمک میکند تا رفتارهای رقبا را درک و پیشبینی کرده به بیان دیگر «علم پیشبینی رفتار دیگران برای اتخاذ بهترین تصمیم ممکن
✅.مفاهیم کلیدی نظریه بازی ها.
۱ ـ بازیگران اصلی و ثانویه.
در این قسمت به برخی از کشور ها به عنوان مثال ذکر شده و خیلی از کشور های مورد حمایت دو طرف به دلیل طولانی تر شدن این تحلیل صرف نظر شده
♦️ بازیگران اصلی. ایالات متحد آمریکا، اسراییل. طرف دیگر آن ایران اسلامی.
♦️بازیگران ثانویه (که میتوانند نقش داشته باشند کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی، قطر، امارات ، مورد حمایت آمریکا و اسراییل .بازیگران ثانویه مورد حمایت ایران اسلامی. حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق، انصار الله یمن
♦️۲ ـ قدرتهای جهانی دیگر (مانند چین، روسیه).مورد حمایت ایران
پاکستان نقش میانجی . با توجه به اینکه با بستن پیمان دفاعی با کشور عربستان قبل از شرایط جنگی در حالتی که اوضاع منطقه آشفته و ناامن قرار داشته و دشمن هم تهدید به حمله نظامی داشته موضع پاکستان مبهم و دوپهلو قرار دارد از طرفی دیگر اختلافات هند و پاکستان از یک طرف و طالبان افغانستان با پاکستان در طرف دیگر، و روابط تجاری ایران و پاکستان ، و از همه مهمتر بیش از ۹۰ درصد پاکستان مسلمانان تشکیل داده و بعضی مسایل دیگر… شرایط برای موضع گیری پاکستان سخت تر کرده است براساس داده ها و تجربیات تاریخی در جنگ جهانی بعضی از کشور ها در در دقیقه نودی یا حتی در میانه جنگ تغییر موضع داده اند.
♦️۳ ـ استراتژیها
استراتژیهای تهاجمی: حملات نظامی مستقیم، حملات نیابتی ، تحریمهای اقتصادی، جنگ سایبری، عملیات اطلاعاتی و روانی.استراتژیهای دفاعی: تقویت مرزها، توسعه توان دفاع موشکی، دیپلماسی، ایجاد اتحادهای دفاعی.
استراتژیهای آتشبس و مذاکره: برقراری آتشبس، گفتگو برای کاهش تنش، توافقات سیاسی.
♦️۴ ـ بازدهها
برد: دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی باخت: تحمل تلفات انسانی و اقتصادی، از دست دادن نفوذ منطقهای، تشدید تنش و بیثباتی، شکست در دستیابی به اهداف.
وضعیت فعلی آتشبس یا توقف موقت که نشاندهنده ادامه تنش در آینده است تلقی شود
.✍️ تطبیق نظریه بازیها در شرایط آتشبس:حالت آتشبس را میتوان به عنوان یک بازی تکرار شونده یا یک بازی با عدم قطعیت بالا در نظر گرفت. در این شرایط، بازیگران به دنبال سنجش نیت تواناییها و بازدههای احتمالی طرف مقابل هستند.
✅استراتژی «مرد دیوانه» نخستینبار در دوران ریاستجمهوری ریچارد نیکسون و با طراحی هنری کیسینجر وارد ادبیات سیاست خارجی آمریکا شد. ایده اصلی ساده اما عمیق : اگر رهبر یک کشور بتواند خود را تا حدی غیرقابل پیشبینی و حتی خطرناک نشان دهد، طرف مقابل در محاسباتش محتاطتر میشود. در چنین شرایطی رقبا نمیتوانند به راحتی پیشبینی کنند که گام بعدی چیست و همین عدم قطعیت، نوعی بازدارندگی روانی ایجاد میکند.در کنار این استراتژی، نظریه بازیها مدلی به نام «بازی جوجه» را برای توضیح برخی بحرانها ارایه میدهد. در این بازی دو راننده با سرعت به سمت یکدیگر حرکت میکنند.
هرکس زودتر از مسیر خارج شود «جوجه» یا ترسو تلقی میشود و بازنده است؛ اما اگر هیچکدام کنار نروند، نتیجه فاجعهبار خواهد بود و هر دو نابود میشوند.بنابراین هر طرف تلاش میکند نشان دهد که حاضر نیست عقبنشینی کند تا طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کند.پس اگر بخواهیم ساده تر این مدل ها یعنی مرد دیوانه و مدل جوجه توضیح داده بشه در بازی
«جوجه»، هر دو عقلانیان و فقط دنبال پیشبینی تصمیم طرف مقابل هستند و در مدل «مرد دیوانه یکی از طرفها خودش رو دیوانه یاغیر قابل پیشبینی نشون میدهد یعنی طوری رفتار میکنه که طرف مقابل بترسد و بگه اگه من کوتاه نیام، ممکنه کار خطرناکی بکند پس مرد دیوانه در واقع یه نقشه برای ترساندن طرف مقابله، نه یه بازی جدا.بسیاری از تقابلهای سخت در سیاست بینالملل دقیقاً شبیه همین بازی عمل میکنند. هر طرف میکوشد اراده و قدرت خود را به شکلی نشان دهد که طرف مقابل باور کند ادامه مسیر برایش پرهزینهتر خواهد بود. در چنین شرایطی، پایان جنگ معمولاً نه با نابودی کامل یکی از طرفین، بلکه زمانی رقم میخورد که یکی از بازیگران به این جمعبندی برسد که ادامه تقابل دیگر به نفعش نیست.
اما نقاط ضعف مدل مرد دیوانه این هست که اگر طرف مقابل باور نکند، مدل بیاثر میشود.احتمال سوءتفاهم و درگیری ناخواسته افزایش مییابد.
✅اما در مدل بازی بازدارندگی،هدف این است که طرف مقابل را از انجام یک کار بازداری کنی مثال . اگر حمله کنی، پاسخ سخت میدهم اگر از خط قرمز رد شوی، هزینه سنگین میپردازی.
✍️ابزارهای بازدارندگی ایران (چگونه ایران بازدارندگی ایجاد میکند؟قدرت پتانسیل بالا و توانایی پاسخ قاطع.اگر ایران بتواند نشان دهد که توانایی پاسخ دادن به یک حمله را با هزینهای بالا برای مهاجم دارد، طرف مقابل در محاسبهی خود (هزینه حمله در مقابل فایده احتمالی) درنگ خواهد کرد. همانطور که پایگاه های آمریکا در کشور های عربی رو در هم کوبید و خسارات و هزینه های سنگینی برای اسراییل وارد آمد و با مدیریت تنگه هرمز فشار مضاعفی بر آنان وارد کرد همین باعث شد که سریع از مواضع خود عقبنشینی و به فکر آتش بس و مذاکره بیافتند آمریکا و اسراییل دچار یک خطای محاسباتی شدن و در یک باتلاق گیر کردن که هرچه قدر دست و پا بزنند بیشتر در آن فرو خواهند رفت . و این خطاها محاسبات ضعف اتاق فکر پنتاگون رو بیشتر نمایان کرد
✍️خلاصه اینکه پاسخ قاطع . میتواند شامل موارد زیر باشد: حملات موشکی و پهپادی به پایگاهها و منافع مهاجمان در منطقه.ایجاد اختلال در مسیرهای دریایی و اقتصادی حیاتی برای مهاجمان استفاده از شبکه متحدان منطقهای برای ایجاد جبهههای متعدد.کنترل یا تهدید اعمال کنترل بر تنگههای حیاتی.مدیریت تنگه بابالمندب در آیند در صورت لزوم میتواند در کنار پازل تنگه قرمز قرار گیرد. این یک مثال قدرتمند از بازدارندگی غیرمتقارن و ایجاد اهرم فشار است.تنگه هرمز: برای صادرات نفت کشورهای خلیج فارس که اغلب متحدان آمریکا هستند حیاتی است.تنگه بابالمندب: همچنین یک مسیر حیاتی برای کشتیرانی جهانی و اقتصادی است.
چگونه این بازدارنده است؟ اگر ایران بتواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق متحدانش مانند انصارالله یمن تهدید کند که هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران، با بستن یا مختل کردن شدید این تنگهها پاسخ داده خواهد شد، این یک عامل بازدارنده بسیار قوی برای آمریکا و متحدانش است، آسیب اقتصادی گسترده: اختلال در این تنگهها باعث افزایش شدید قیمت نفت اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی و فشار اقتصادی شدید بر کشورهای وابسته به این مسیرها (که بسیاری از آنها متحدان آمریکا هستند) خواهد شد.استراتژی ایران ممکن است این باشد که آمریکا و متحدانش را درگیر «جنگهای فرسایشی» کند، جایی که هزینههای حضور و درگیری برای آنها به قدری بالا باشد که ادامه آن برایشان مقرون به صرفه نباشد. این خود نوعی بازدارندگی به حساب میآید.
✍️زمانی که از قدرت نظامی ایران صحبت میکنیم، علاوه بر توان موشکی و پهبادی،باید به این پشتوانه مردمی نیز توجه ویژهای داشت. این حمایت نه تنها از نظر روحی و روانی برای رزمندگان و مدافعان کشور اهمیت دارد، بلکه در بسیاری از مواقع، در ایجاد انسجام ملی و بسیج عمومی نیز نقش کلیدی ایفا کرده است.اینکه مردم در کف خیابانها حاضر میشوند و از آرمانهای خود دفاع میکنند، پیامی قدرتمند به جهان مخابره میکند مبنی بر اینکه نظام از پشتوانه مردمی قوی برخوردار است و این حمایت، خود یک عامل بازدارنده مهم در برابر تهدیدات خارجی محسوب میشود.
✍️ بنابراین، در تحلیلها و بیان قدرت ایران، باید هم به توانمندیهای سختافزاری (مانند قدرت موشکی و پهبادی) و هم به توانمندیهای نرمافزاری (مانند اتحاد ملی، انسجام مردمی و پایبندی به آرمانها) توجه کرد. هر دوی این عوامل در کنار هم، تصویری جامع از اقتدار و مقاومت ایران ارایه میدهند.ملت ایران، چون سدی پولادین، در برابر سیلاب دشمن ایستاد و حماسهای از جنس غیرت و ایستادگی آفرید.»«حضور میلیونی مردم در خیابانها، آتشی بود که بر دل دشمنان انقلاب شعله افکند و طومار توطیههای آنان را در هم پیچید.»
♦️از این منظر، آینده هر جنگی بیش از آنکه صرفاً به میدان نبرد وابسته باشد، به «محاسبه هزینه و فایده» بازیگران بستگی
دارد. وقتی هزینه ادامه درگیری از دستاوردهای احتمالی آن بیشتر شود، مسیر به سمت توقف جنگ و نوعی توافق یا آتشبس باز میشود.
✅بنابراین پرسش «جنگ کی تمام میشود؟» پاسخ دقیقی در تقویم ندارد.اولا اینکه ایران شروع کننده جنگ نبوده است و دفاع مشروع از سرزمین خود و نظام جمهوری اسلامی و ملت خود بوده است. اما جنگ زمانی میتواند پایان یابد که طبق شرایطی که کشور ایران اعلام کرده آمریکا بپذیرد در غیر اینصورت در صورت تخطی دشمن ایران حق دفاع تمام قد از تمامیت ارضی خود دارد و به شدت قادر به پاسخگویی هست و حاضر به عقب نشینی نیست. عقبنشینی گزینه ای حساب شده و عقلانیتر ی برای آمریکا و اسراییل به نظر میآید .
✍️اگر با دقت بنگریم دیدیم که آمریکای ها مثل آفتاب پرستی می ماند که چندین بار رنگ عوض میکند . از هر حیله و ترفندی استفاده میکند شاید بتواند شکست های پی در پی خود را چه در عرصه ی دیپلماسی و چه در میدان نبرد ،شکست در تنگه هرمز،ترس از زلزله جدید بسته شدن تنگه بابالمندب یا دروازه اشک ها در آینده باعث خرد شدن سیاست خارجی آمریکا و هیمنه نظامی آنها و خرد شدن تیم دیپلماسی آمریکا در نتیجه اتاق فکر آنها شده است. این موضوع باعث اختلافات و استعفاهای زیادی در کشور آمریکا شده است و آنها را در سردرگمی و آشفتگی سیاسی قرارداده است.حتی سعی دارند هژمونی خورد شده خود را در افکار جهانیان پنهان سازد چرا که خود را صاحب رسانه می پندارند …! امریکا دست به دامن خیلی از کشور ها شده است ، سفر ترامپ و تیم بلند پایه آمریکایی به کشور چین خود یک افتضاح دیگری بود که در تاریخ آمریکا ترامپ برای کشورش به بار آورد .دست رد شی جین پینگ رییس جمهور کشور چین به سینه ترامپ نشان از اتحاد دو تمدن بزرگ آسیایی میباشد . روابط ایران و چین صرفاً یک همکاری اقتصادی نیست؛ این ارتباط ریشه در تاریخ، فرهنگ و تمدن دو ملت دارد همچنین سفر پوتین رییس جمهوری روسیه به کشور چین باز تاکید بر اتحاد سه کشور ایران روسیه و چین به عنوان یک مثلث قدرتمند و و حفظ منافع مشترک و ایجاد یک نظم نوین جهانی دارد خلاصه در مدل بازی بازدارندگی در چنین شرایطی، آنچه بیش از همه اهمیت پیدا میکند قدرت ایجاد بازدارندگی، توان تحمل فشار و مدیریت هوشمندانه بحران است.
✍️ تاریخ نشان داده است که در بسیاری از بحرانهای بزرگ، پایان برد و باخت یه جنگ نظامی، به فاکتورهای مختلفی بستگی دارد. مثل اراده قوی ، اتحاد و یکپارچه شدن ملت به عنوان سرمایه ارزشمند آن کشور. و هم ردیف شدن با اهداف و مقاصد آن.اقتدار یک کشور فراتر از مرزهای جغرافیایی، در تار و پود پیوند میان مردم و حاکمیت و توانمندیهای درونی آن نهفته است. خودکفایی و تابآوری اقتصادی،
دیپلماسی هوشمند و فعال،
بصیرت و آمادگی در برابر نفوذ.
ترامپ متوهم ،خیال پرداز ،که در کسری از ثانیه که به دروغگوی عادت دارد و ماهیتش هم برای همه مشخص شده و اعتبار ساختگی که برای خودش درست کرده در بین طرفداران سر سخت خودش هم طبق نظر سنجی های اعلام شده رو به کاهش هست.ترامپ نه تنها ها مرد سیاست نبوده ،و نخواهد بود حتی مرد بیزینس موفقی هم نبوده است ، بلکه یک یک مرد شکست خورده هست که همه اهداف آنها به بنبست خورده که فعالیت اتاق فکر آنها مثل ضرب المثل آب در هاون کوبیدن بوده است..!