یادداشتی از : مجید کیان/ خبرنگار فراز غرب
این روزها شاهد ثبتنام دانشجویان نوورود به دانشگاهها هستیم، کسانی که بالاخره انتظارشون به سر آمد و فصل جدیدی از دوران زندگی خود را آغاز کردند.
هر چند مسیولان سازمان سنجش از وجود میزهای خالی در دانشگاهها خبر میدهند، اما ناگفته پیداست که این صندلیهای خالی مربوط به دانشگاهها و دورههایی است که کمتر مورد اقبال دانشآموزان و خانوادههای آنان قرار میگیرد و به طور طبیعی امروز بسیاری خوشحال هستند و نتیجهی دلخواه خود را گرفتهاند و عدهای هم ناراحتند و احساس میکنند از همقطاران خود جا ماندهاند.
اما اگر در زندگی داوطلبان دههی گذشته در دور و بر خودمان نگاهی کنیم ، خیلیها عبور از سد کنکور آنها را به درجهی بالای علمی رساند و امروز به عنوان محقق و پژوهشگران و افرادی تاثیرگذار در جامعه تبدیل شدهاند، اما کم نبودهاند کسانی که ورود از سد کنکور راههای موفقیت را از آنها گرفته است و آنها ماندهاند و مدرکی دانشگاهی.
واقعیت این است که دانشگاه رفتن امروز به آرمان بسیاری از خانوادهها تبدیل شده است ،چیزی نیست که در ذهن دارند، البته در این میان خانواهها مقصر نیستند، بلکه کوتاهی از دانشگاههایی است که فقط آموزش میدهند و مدرک اعطا میکنند و اگر یک روز سری به مراکز آموزش فنی و حرفهای بزنیم خیل فارغالتحصیلانی را میبینیم که “دانشآموخته” نیستند و در رشتههای مختلف به دنبال گذراندن دورهای فنی هستند تا بتوانند به پشتوانهی آن برای خود کاری دست و پا کنند.
کسانی که از سد کنکور گذشتند و چند روز دیگر در دانشگاههای محل قبولی ثبتنام میکنند، بدانند که این ایام خواهد گذشت و دانشگاه فقط جای واحد پاس کردن نیست و باید در کنار مطالعهی عمیق در رشته تحصیلی به دنبال یاد گرفتن فنهای متناسب با رشتهی تحصیلی خود باشند و بدانند که در سه چهار سال آینده کارشناس خواهند شد و چه بهتر که در رشتهی خود کارشناس واقعی باشند نه فقط مدرکی گرفته باشند؛ چون کم نیستند کسانی که بعد از گرفتن مدرک تحصیلی که زمانی قبلهی آمال آنها بود است، برای گرفتن یک مدرک فنی یا گذراندن دورهای این چنینی به این در و آن در بزنند یا منتظر آگهی شیرین استخدام باشند./فراز غرب